در آخرين ساعات سال 1386 ...
سلام.
دیگه وقتی همه عیدو به هم تبریک می گنو یه جور دیگه همدیگه رو نگاه می کنن...
من مگه مجبورم بیام رادیوی محبوبمو نقد کنم؟؟؟
می خواستم خودم یه مطلب بنویسمو تقدیمش کنم بهت...اما خب مهران دوستی زحمتمو کم کرد.
خداییش چه متنی قشنگتر این :
چشمان خیس و باران خورده ام را در دست می گیرم.امسال هم با همین واژه های بی مقدار برایت سلامتی سبز می کنم. و تو امسال هم نیامدی که خستگی را از نگاه روزها بتکانی.و به گریه ی نطفه های ما سلام کنی.بهار در راه است ولی کسی برای نو شدن دلها پادر میانی نمی کند.راستی کجا می شود یک دست دعای اجابت شده خرید؟راستی در کدام خیابان حول حالنا می فروشند؟ببینید اصلا کسی سکه بی تقلب یا مقلب القلوب در جیب وجدان دارد؟امروز پدری برای هزارمین بارشرم خود را گریه کرد.مردی پشت چراغ قرمز سلطان قلبها را با آکاردوم خسته اش نواخت.همسایه ای برای درب آکاردویی آپارتمانش یک قفل تازه خرید.کارمندی از رژه غصه ها و قسط ها سکته کرد.زنی با ابر اشکهایش شیشه خانه مردم را پاک کرد.و تلوزیون گزارش اداره هواشناسی را برایمان خواند.راستی شما خیابانی را سراغ دارید که عشق بفروشند؟حول حالنا...حول حالنا...حول حالنا...یا مقلب القلوب!
خدا کند این نوروز ٬ نو روز یار ما باشد.
راستي مي دونستي يه عده از بچه هاي راديو جوانو دم سال نويي امام حسين(ع) طلبيده ودعوتشون كرده حرمش؟كسايي مث دكتر گيل آبادي.سيد حسين حسيني.مهران دوستي.
که ما هم فقط ملتمس دعاييم!
همين!
تو می دونی بهار ۸۷ رادیو جوان چه برنامه هایی داره؟؟؟
اگه رادیو جوانو گوش داده باشی حتما باید بدونی دیگه... !

دم سال تحويل همديگه رو فراموش نمي كنيم مگه نه؟
بهاری بمونید...
دوستان عزیز پرشین بلاگی من اصلا نمی تونم وبلاگتونو باز کنم.